×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۶ تیر - ۱۳۹۷  
true
false

توفیق شد به بخش جعفریه سفر کنم و در آیین کلنگ زنی دبیرستان فاطمه الزهرا(س) که قرار است توسط یکی از خیرین احداث شود حضور یابم.
قرار بعدی با امام جمعه در دفتر  ایشان بود. امام جمعه ای محبوب نه تنها برای مردم شهرش، بلکه برای همه کسانی که او را می شناسند. برای مردم قم. دفتر کارش همان محل حوزه علمیه ای بود که خود موسس آن است. دفتری ساده و بی آلایش مثل خود حاج آقا دهقانی.
دفتر کارش هم کلاس درسی بود که آقا در آن تدریس داشت آن هم در هوای گرم تابستانی با دمای بالای چهل درجه! البته به یک پنکه بسنده کرده بود و می گفت؛ با همین کار ما راه می افتد!
با این همه رفت و آمدش، محبوبیتش در میان مردم، احداث حوزه علمیه و منصب هفده ساله او در سمت امام جمعه، ساده زیستی را با زبان بی زبانی به همه می آموخت.
خودش می گفت: در همه حجره ها و کلاس های درس کولر آبی وجود دارد و از کولر گازی خبری نیست. اگر روزی  کلاس ها از کولر گازی برخوردار شدند ما هم  در دفتر مدرسه و امام جمعه کولر آبی نصب می کنیم چرا که در این مسایل یک قدم باید پشت سر مردم و طلاب باشیم!
آقا هفده سال پیش که در یک انتخاب شایسته، امام جمعه شد خودش بود و خودش برای انجام یک تکلیف بزرگ الهی. کمتر مسجدی از نعمت وجود امام جماعت بهره مند بود. شاید در هیچ مدرسه ای هم  نماز جماعت برگزار نمی شد. ادارات هم از چنین وضعیتی برخوردار بودند. حالا به برکت وجود او حوزه علمیه شهر پس از تاسیس به دست مبارک او طلاب فاضلی را در خود پرورش داده است. طلاب جوانی که در کنار درس و بحث حضور در مسجد و اقامه نماز جماعت در میان مردم را برای خود اصل می دانند. پنجاه مدرسه و ده ها مسجد و اداره با درایت این مرد بزرگ، صاحب محراب و منبر  شده اند و از فیض حضور  طلاب و روحانیان بهره می برند.
تواضع، فروتنی و ساده زیستی آقا در  این مقال نمی گنجد. او در هیچ محفلی صدر نشین نیست و به دنبال نام و نشان نبوده است. خدمات اجتماعی او بر کسی پوشیده نیست.
در  تواضعش سرآمد است و همین بس که خود پذیرایی از  ما را عهده دار شد و با همه بزرگی اش در صف نماز ایستاد و به ما خوش آمد گفت و جمله ای را بر زبان آورد که عرق شرمندگی را بر پیشانیم جاری کرد. در ساده زیستی اش همین طور. عبایش را که نشان داد همان عبایی بود که بیست سال پیش حاج آقا قرائتی در موسم حج به او هدیه داده بود و هنوز  تمیز و مرتب برای اقامه نماز روی دوش خود می اندازد.
یادش بخیر در پیاده روی اربعین و میانه راه، به توفیق زیارتش نایل آمدم. با سن و سال بالایش با صلابت قدم بر می داشت. ساده و صمیمی. پرسیدم: کربلا جایی را تدارک دیده اید؟
گفت: بله همان جایی که آقا برای زائران خود تدارک دیده است…. خوشا به حالش.
او سال ها  قبل در این سفر  مثل بسیاری  از زائران خیمه نشینی را خوب تجربه کرده بود.

محمد خامه یار

 

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


false